الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

47

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم درحالى كه پسرش اسماعيل نزد وى بود و ما در آن وقت پس از پدرش او را امام خود مىدانستيم ، پس ضمن حديثى طولانى گفت : از امام صادق عليه السلام شنيده است كه چيزى بر خلاف تصوّر ما مىگفت ، پس از آن نزد دو نفر از اهل كوفه آمدم كه همان عقيدهء ما را داشتند و به آنها خبر دادم ، يكى از آنها گفت : شنيدم و اطّلاع يافتم و پسنديدم ولى آن ديگرى ، دست به گريبانش برد و آن را چاك زد و گفت : نه به خدا سوگند من نشنيده و نپسنديده‌ام و تا از خود امام نشنوم باور نمىكنم ! سپس بيرون شد به‌قصد ديدن امام صادق عليه السلام ، من هم به‌دنبال او رفتم . همين كه در خانه رسيديم ، اجازهء ورود خواستيم به من اجازه داد ، من وارد شدم ، بعد به او اجازه داد ، چون وارد شد امام صادق عليه السلام به او گفت : « فلانى ! براى هر كدام از شما نامهء سرگشاده‌اى بيايد ؟ آن كه فلانى به شما گفته حق است ! » عرض كرد : فدايت شوم ! من دوست دارم كه از زبان شما بشنوم ! فرمود : « فلانى پس از من او - يعنى ابوالحسن موسى عليه السلام - امام و صاحب شماست ، كسى بين من و او ادّعاى امامت نمىكند مگر دروغگو و دروغ‌پرداز باشد ! » وى آهنگ كوفه را داشت و زبان نبطى « 1 » را خوب حرف مىزد و تعهّداتى داشت و گفت : درقه . امام صادق عليه السلام فرمود : « درقه به زبان نبطى يعنى بگير آن را آرى آن را بگير ! » . « 2 »

--> ( 1 ) - نبط قومى از عرب كه از قديم در جنوب فلسطين اقامت داشتند . . . از بازرگانانى بودند كه به‌مصر ، شام و شهرهاى ساحل فرات و روم رفت و آمد مىكردند ، شاعران و طبيبانى داشت و بت‌پرست بودند ( اعلام - المنجد ) - م . ( 2 ) - اختصاص : ص 290 .